فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
24
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
راه شمالغربى را پيش گرفت عصر هنگام تا سه فرسنگى خشكى پيش رفت و سپس با گذاشتن ساحل در دست چپ ، جانب شمالشرقى و شرق را گرفت و بسوى شمال و شمالغربى راند و در اين شب دماغهء ماتراكا را پشتسر گذاشتيم . روز نهم ، چون بر خلاف روزهاى گذشته باد بسيار ضعيف و بسبب وزيدن از شمالشرقى و شرق براى راندن بسوى شرق مساعد نبود بسيار كم پيش رفتيم . با اينكه معمولا بادهاى غربى و جنوبغربى در اين قسمت از سواحل عربستان جريان دارند ، در اين روز هواى بسيار گرم و منظرهء كوههاى بائر به رنگ شن سرخ و فاقد هرگونه سبزه و كشت دريانوردى ما را بسيار كسالتآور كرد . روز دهم هوا چنان آرام بود كه كشتى بىحركت بر پهنهء دريا قرار گرفت . درجهء حرارت همواره افزون مىشد . نزديك نيمهشب هوا اندكى خنك شد و همراه اين نسيم خنك كه از ناحيهء شرق و شمال شرقى بود در دريا رانديم . روزهاى يازدهم و دوازدهم ، آرامش هوا ادامه يافت جز آنكه در دو سه ساعت آخر روز همان خنكى را احساس مىكرديم . كشتيبان ابتدا راه شمال و سپس شمال و شمالشرقى را پيش گرفته بود . ديگر هيچ نوع ماهيى در دريا مشاهده نمىشد و هيچگونه موجود زندهاى پديدار نبود تا موجب اميدى به ديدار قريب الوقوع ساحل باشد . روز سيزدهم باد ملايمى از جنوبغربى وزيدن گرفت و چون در عقب كشتى بود بسيار خوب بسوى شمال پيش مىرفتيم . اگرچه بيم داشتيم كه در تاريكى شب در خليج ماسيرا واقع شويم زيرا كوههاى اين خليج از كوههاى سواحل مجاور بسيار كوتاهترند و از اين جهت بسيارى از كشتيبانان دچار اشتباه مىشوند و به صخرههاى زيرآبى برخورد مىكنند . علاوه بر آن نمىتوان بدون خطر از كانالهاى ناپيداى بين تخته سنگها گذشت . به همين سبب كشتيبان